تبلیغات
رج به رج زندگی - روزی






















رج به رج زندگی

اشیانه ای برای روزهای زندگی ام

روزی خواهد امد
روزی از حجم همه عمر
روزی که نه من باشم و نه رویاهایم
روزی که اسمان همچنان آبیست
کوچه ها همان کوچه ها و مردم همین مردم
زمین زیر پای رهگذران هنوز سفت و محکم ایستاده
درختها در گذر عمر سر خم نکرده اند
روزی خواهد امد از پس این روزها
من نخواهم بود اما...
ان روز غمی عمیق در میان راهها
در میان کوچه ها
بن بست روزهای کودکی
بالای درختهای استوار و ایستاده
در میان درو دیوار خانه
رخنه کرده ...
روزی که خاطرات در میان اب راههای سرد
در میان حوض کوچک میان خانه
بین پیکهای بهاری خاک گرفته
کوچه باغهای باریک و خاکی
حتی میان پیچ و خم بازی مارپله
سر بلند میکنند
ان روز من از میان خانه رفته ام
از این کوچه ها گذشته ام
از بین سایه ها و وهم ها عبور کرده ام
یادهایم را یک به یک تا زده
میان چمدان کهنه قهوه ای چیده ام
و از این خانه، از این خاطرات، از این کوچه ها 
گذشته ام....
رفته ام.....
روزی خواهد امد
میدانم....

نوشته شده در یکشنبه 3 فروردین 1393 ساعت 02:28 ب.ظ توسط سودابه نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total])      [cb:pages_no]  
Template By : Pichak