تبلیغات
رج به رج زندگی - این اهنگ های لعنتی






















رج به رج زندگی

اشیانه ای برای روزهای زندگی ام

یه وقتهایی تو اوج خوشی هستی، یه وقتهایی تو اوج بی توجهی هستی و داری لحظه هات رو میگذرونی که یه هو....
یه هو یه اهنگ لعنتی اونقدر غرقت میکنه تو خاطرات که وقتی به خودت میای میبینی چقدر تو گذشته سفر کردی

یه وقتایی میری بیرون، شایدم تو خونه داری واسه خود همچین عشق میکنی و نفس میکشی که یه هو...
یه هو یه بو، یه بوی اشنا میره تو مغزت و بیرون نمیاد تا همه چی رو تو مخ زبون نفهمت تکرار کنه

یه  وقتایی لباس میپوشی، خودت رو شیک و پیک میکنی، کلی میزانپیلی میکنی بری بیرون دور دور...
میری بیرون و همچین هوا رو با قدرت میدی تو ریه هات واسه نفس عمیــــــــــــق که یه هو...
یه هو انگار هوای سالها پیش وارد ریه های لعنتیت شده و ای داد، همچین گند میزنه به میزانپیلی و هر چی خوشیه که....

اینکه وقتی گذشته ها تو مخت تکرار میشن چه حسی داری خیلی مهمه، اینکه وقتی مخت هی میره رو دور تکرار و بی توجه بهت سالهای متمادی رو تکرار میکنه حس خوب داشته باشی، حس اینکه حماقت کردی یا اینکه راضی باشی، اینکه حسرت بخوری یا به عنوان یه لحظه ناب و خوب نگاهش کنی خیلی مهمه...

به قول زهرای نازنینم گذشته که گذشته خدا کنه سالها بعد که این اتفاق افتاد روزهای عالیتری باشه و این روزها نه حسرت باشه نه حماقت، یه روز خوب و شیرین و با رضایت

+زهرای عزیز که میای و میخونی و انگار من روبه روتم، با تو روزهای تکرار نشدنی رو گذروندم، اهنگهای زیادی تورو تو مخم تکرار میکنه و تو از همون هایی هستی که لبخندی، یه لبخند عمیق به عمق همون شبهایی که می نشستیم سریال ببینیم و تو، تو اخرین قسمت خوابت میبرد

+این سه نقطه ها منو به شدت یاد دنیا میندازه و حس میکنم یه عده ای ممکنه بهم فوحش بدن

اصلا قصد نوشتن نداشتم، تقدیر شادمهر وادارم کرد بگم....

نوشته شده در جمعه 27 دی 1392 ساعت 12:51 ق.ظ توسط سودابه نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total])      [cb:pages_no]  
Template By : Pichak