تبلیغات
رج به رج زندگی - دیروز...فردا....هزار سال دیگ






















رج به رج زندگی

اشیانه ای برای روزهای زندگی ام

رفتم پست جدید بنویسم گفتم خیلی بی چشم و رویی اینو ول کنی یکی دیگه بنویسی اومدم بنویسمش

روزی که عنوان این پست رو زدم یه جمله تو یکی از گروههای وایبرم فکرم رو درگیر کرده بود
یه ساعتی از روز ما بود، یک از دوستام اسیای شرقی داره دکترا میخونه، یکی اروپا، یکی کانادا و ما هم ایران
یه ساعتی بود که نفهمیدیم امروز  فردای اوناست یا ما دیروز اوناییم یا اوناییم یا ....
یهو ذهنم رفت سراغ این قراردادها، در یک لحظه یه ساعت میتونست هم امروز باشه هم فردا و شاید دیروز!!!!
دیروز و امروز و فرداهایی که دنبالشونیم برای زندگی کردن، دیروزهایی که از ذهنمون نمیرن، امروزهایی که به امید فرداها میگذرن و فرداهایی که فکر میکردم هرگز نمیان
با بحث اون روز گروه یهو یه چی مث بمب منفجر شد، دیروزها میتونن همون امروز باشن و فرداها هم میتونن امروز باشن پس چرا ما همیشه امروزمون در حسرت دیروز و امید فرداس درحالی که همش امروزه!!!
اووووووووووووووف
ذهن اشفته این روزهام بین این قراردادها هنوزم گیره

نوشته شده در سه شنبه 18 شهریور 1393 ساعت 11:05 ق.ظ توسط سودابه نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total])      [cb:pages_no]  
Template By : Pichak