تبلیغات
رج به رج زندگی - تولد عید خودم مبارک






















رج به رج زندگی

اشیانه ای برای روزهای زندگی ام

اخرین غروب اسفند 1393
یه سال دیگه گذشت و برای من دوسال!!! شاید حتی بیشتر
وقتی قول این پست رو به دوستان میدادم هدفم نوشتن از چیزهای دیگه ای بود ولی حالا ...بگذریم
امروز اخرین غروب 93 رو تو حیاط گذروندم و خوردشید رو بدرقه کردم برای رفتن و دوباره برگشتن در روزی نو، هفته ای نو، ماهی نو و سالی نو و شاید حتی عمری نو
شش ماه، شاید کمی بیشتر از اخرین پستم میگذره. وقتی بهش فکر میکنم باور کردنی نیست انگار سالها گذشته از حجم اتفاقاتی که افتاده شاید یه روزی... نه هیچ روزی در مورد همه اتفاقات این شش ماه نخواهم گفت
شش ماه گذشت و رسیدیم به اخر سال
اخر سالیکه میشه بهش به عنوان اول سال هم نگاه کرد
امشب همه چی تمام میشه و دوباره اغاز دوباره یه شروع
کی فکرش رو میکرد پارسال اینجور بگذره و کی میدونه فردا چی در انتظارمونه
کی میدونه سال دیگه سودابه ای هست که بخواد بنویسه از تولد و اخر سال و اول سالش
کی میدونه سال دیگه کجای این کره خاکی پر از ادمیزاد دنیا داره به کدوم سمت میگرده و میچرخه
سالهاست که بهار میاد و میره اما بهاری نیست، انگار فقط عدد سالهاست که عوض میشه و میگذره و میگذره
امیدوارم امسال پایانی باشه به بهارهای نیومده، به حضورهای رفته، به یادهای فراموش نشدنی، به لبخندهای زورکی
امیدوارم سال عروس برای همه پر از شادی باشه
پر از شور و نشاط
پر از سلامتی
پر از لبخند
پر از عشق و محبت و صداقت
پر از خوشبختی
پر از خدا
سال نو همگی مبارک
ها راستی شیرینی هامونم درست کردیم
عکسشون رو میذارم

نوشته شده در جمعه 29 اسفند 1393 ساعت 07:12 ب.ظ توسط سودابه نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total])      [cb:pages_no]  
Template By : Pichak